|
|
ناشنيدهاي از جلسه آخرين و لحظه شهادت دكتر بهشتي |
|
|
سالگرد شهادت 72 گل بهشتي به دست منافقين كوردل تسليت باد نوشته ي زير به نقل از آقاي دكتر غلامعلي رجايي بيان شده است. منبع: سايت خبري تحليلي تابناك ![]() در ميان صدها خاطرهاي كه در چند سال از نزديك با يكصد نفر از دوستان نزديكان و مرتبطان سيد شهيدان امام و انقلاب، آيت الله مظلوم دكتر سيدمحمد حسيني بهشتي شنيدم و نوشتم كه بيشتر آنها حلاوت خاص خود را داشته و دارند، يك خاطره بيش از خاطرات ديگر كه از زبان مرحوم حجت الاسلام والمسلمين اسماعيل فردوسيپور ـ از ياران نزديك امام و از اعضاي دفتر ايشان در نجف و پاريس كه از محدود بازماندگان واقعه و فاجعه هفتم تير بود ـ بسيار بهتآور و شنيدني است. مرحوم فردوسي پور كه پس از اين رويداد، دچار كسالتهاي ممتدي شد و در سال گذشته به جوار محبوب خود شتافت، در حالي كه در بنياد شهداي هفتم تير در يكي از فرعي هاي خيابان ولي عصر تهران با ايشان ملاقات و مصاحبه اي داشتم كه تمام آن گفتهها و شنيدهها و به عبارتي، ناگفته ها و ناشنيدههاي ايشان را در كتاب سيره شهيد بهشتي نوشتهام، در مورد آن شب تعيين كننده براي انقلاب خاطرهاي عجيب را تعريف كرد. پيش از نقل روايت و خاطره مرحوم فردوسي پور، بايد به اين نكته اشاره كنم كه دكتر سيد عليرضا بهشتي، فرزند مرحوم بهشتي و خانم ملوك السادات، دختر ارجمند ايشان، هر دو براي من از حالات غير عادي و روحانيت و جذابيت پدرشان در روز آخر كه با روزهاي گذشته فرق اساسي داشت، تعريف كردند. دختر شهيد بهشتي از قول مادرشان ميگفت: پدرم در آن روز ابتدا غسل شهادت كرد و سپس لباس نو پوشيد و از خانه بيرون رفت. دختر شهيد بهشتي براي من تعريف ميكرد همسر شهيد مطهري، پيش از شهادت كه در يك جلسه سخنراني پدرم حضور داشت، به اطرافيان خود و از جمله من و مادرم گفته بود نگاه كن ببين چقدر از صورت آقاي بهشتي نور ميبارد كه دل من از جمله او يكباره لرزيد و بعد گفت: خدا به داد ما برسد و ايشان را براي انقلاب نگه دارد. مرحوم فردوسي پور درباره آخرين ساعات عمر مبارك شهيد بهشتي ميگفت: اول مغرب نماز را به امامت شهيد محمدحسين صادقي خوانديم. وقتي بيرون آمديم، ديدم آقاي بهشتي مي خواهد وضو بگيرد. گفتم: آقا شما تازه مي خواهيد وضو بگيريد؟ جلسه امشب حساس است، زود تشريف بياوريد. فرمودند شما برويد من هم زود نماز را مي خوانم و ميآيم. فوري وضو گرفت و در صحن حزب نماز جماعت ديگري تشكيل شد كه خوشبختانه عكس آن هم كه آخرين عكس آقاي بهشتي است، موجود است. در جلسه منتظر نشسته بوديم. من دم در نشسته بودم وقتي آقاي بهشتي وارد شد، همه به احترام ايشان بلند شدند و شوخي با ايشان شروع شد. يكي ميگفت: حاج آقا امشب خيلي نوراني شدهايد. خيلي زيبا و خوشگل شدهايد. ايشان هم خنديد و گفت: «چشم شما زيبا ميبيند، من فرق نكردهام.» ولي واقعا نورانيتر شده بود. جلو رفتند و نشستند. پس از اينكه تغيير دستور جلسه به رأي گذاشته شد و همه رأي دادند كه درباره انتخاب رئيس جمهور پس از بني صدر صحبت شود، بحث شد كه حالا چه كسي در اين باره صحبت كند كه به آقاي بهشتي رأي داده شد. شهيد استكي، نماينده شهر كرد، رئيس جلسه آن شب بود. پس از تلاوت قرآن، آقاي بهشتي پشت تريبون رفت و سخن خود را آغاز كرد و گفت: ما بايد ببينيم رئيس جمهور آينده ميتواند روحاني باشد يا نه؛ آيا نظر امام كه فرمودند رئيس جمهور روحاني نباشد، همين است يا فرق كرده و اجازه مي دهند. بعد افزودند: اگر نظر امام فرق كند كه غير روحاني رئيس جمهور بشود، آن فرد را اين جلسه بايد تعيين و معرفي كند و اگر فرمودند بايد روحاني باشد، باز انتخاب آن توسط اين جلسه است، ولي وظيفه ما تعيين چند نفر به عنوان يك هيأت است كه خدمت امام بروند و نظر ايشان را بگيرند تا تكليف ما روشن بشود. مطلب ايشان كه به اينجا رسيد، حدود ده دقيقه طول كشيده بود. اين مدت را هم ساعت من كه كامپيوتري بود و پس از انفجار روي 40/8 دقيقه شب ايستاده بود، نشان ميداد كه ده دقيقه قرآن بود و ده دقيقه هم صحبت ايشان طول كشيد. براي همين، اين ساعت برخلاف اظهار برخي، ساعت 20/8 بود كه من در لحظات اوليه، زير آوار به آن نگاه كردم و پس از آن هم ديگر از كار افتاد. سخنراني شهيد بهشتي كه به اينجا رسيد، چون ايشان عادت داشت وقتي صحبتش به جايي حساس از بحث ميرسيد و به اصطلاح معروف گرم ميشد، مكثي ميكرد و به شنوندگان دور تا دور جلسه نگاهي ميكرد كه چقدر با صحبت او همراه هستند و بعد بحث را ادامه ميداد. در اين ميان، يك دفعه به جمعيت گفت: بچهها بوي بهشت ميآيد. آيا شما هم اين بو را استشمام ميكنيد؟ پس از اين جمله بود كه ديگر ما نفهميديم قضيه چه شد. اين قدر انفجار شديد و سريع بود كه هيچ كس از بازماندگان اين فاجعه از لحظه انفجار چيزي به ياد ندارند، ولي اين نكته را مي دانم كه خيلي چهره ايشان بشاش و نوراني شده بود. نكته مهم و باور نكردني اين بود كه من در زير آوار كه هيچ اميدي به نجات نداشتم، احساس كردم و اين را ديدم كه نور بسيار شديدي مثل نور چند پرژكتور قوي در اطراف تريبوني كه آقاي بهشتي در آنجا به شهادت رسيد، در حال تابيدن است. از كساني كه مثل من زير آوار بودند، پرسيدم اين نور شديد چيست؟ من را مسخره ميكردند كه برقها قطع شده است؛ نور كجا بود، ولي واقعا براي لحظاتي اين نور بود. بعد شنيدم نميدانم جز من چه افراد ديگري شاهد وقوع اين كرامت بزرگ بودند و معلوم شد در لحظه شهادت مرحوم آقاي بهشتي ـ كه از محدود كساني بودند كه امام به چشم رهبري و يكي از اعضاي شوراي رهبري پس از خود در دوران تبعيد عراق به او مي نگريست ـ اتفاق عجيبي رخ داده است و فرشتگان الهي كه از عالم ملكوت براي استقبال ايشان به عالم آخرت از اين نشئه خاكي آمده بودند، چنان فراوان و با عظمت بودهاند كه نور وجودي آنها حتي به چشم ما هم عيان شده بود. شنيدم شهيد شمسالدين حسيني نائيني، نماينده مجلس به كسي كه در كنار او زير آوار بود، ميگفت: تو هم بوي گلاب را ميشنوي؟ وقتي پاسخ منفي شنيده بود، به او گفته بود پس اين علامت آن است كه تو شهيد نميشوي، براي همين، به منزل ما برو و سلام من را برسان و بگو وصيت نامه من توي طاقچه است؛ آن را بخوانند و به آن عمل كنند (پايان نقل قول آقاي فردوسي پور). بعدها در مصاحبهاي كه با فرزند بزرگ دكتر شهيدبهشتي، دكتر سيدمحمدرضا بهشتي داشتم، به من گفت: پس از شهادت پدرم، به دليل شدت علاقهاي كه مرحوم علامه طباطبايي، صاحب تفسير گران سنگ الميزان به شاگرد برجسته و خاص خود (پدرم) داشت، وقتي اطرافيان خواسته بودند به نحوي خبر شهادت را از ايشان مخفي كنند و يا به گونهاي ديگر جلوه دهند تا به ايشان صدمه روحي نخورد. مرحوم علامه به آنها گفته بود شما مي خواهيد چي را از من مخفي كنيد؟ من الان دارم دكتر بهشتي را جلوي چشمانم مي بينم كه لحظه لحظه دارد در آسمان اوج ميگيرد. درود و رحمت بيكران الهي به روح ملكوتي شهيد آيت الله بهشتي و ياران بحق پيوسته او كه با نثار جان خود پايه هاي نظام جمهوري اسلامي را مستحكمتر ساختند و با مظلوميت خويش از چهره نفاق منافقين پرده برداشتند و سند رسوايي آنان را با خون خود نگاشتند. |
||
|
2
نوشته شده در جمعه هفتم تیر 1387ساعت 14:4 توسط مصطفی حقی فام
|
|
||
|
|
بازگشت دوباره اصلاح طلبان |
|
|
خاتمی: وحدت اصلاح طلبان يك دستاورد بزرگ براي كل كشور بود
به گزارش روابط عمومي بنياد باران حجت الاسلام والمسلمين سيد محمد خاتمي در اين ديدار با تحریریه روزنامه صدای عدالت به نقش وحضور مردم در انتخابات 24 آذر و برخي شبهات بوجود آمده اشاره کرد و گفت: مشارکت مردم در سرنوشت خود در انتخابات 24 آذر داراي ابعاد مختلفي است ، ممکن است تخلفاتي در انتخابات صورت بگيرد ولي به دليل سيستم انتخاباتي ما امري اجتناب ناپذير است ، حيف است شيريني حضور 28 ميليوني مردم در انتخابات را با شبهات به کام مردم تلخ کنيم. رييس بنياد باران تاكيد كرد: وظيفه تمام مسوولان نظام است که از راي مردم صيانت کنند چرا که ممکن است با ابطال يک صندوق راي نتايج دستخوش تغيير شود ، اما اصل انتخابات را نبايد زير سوال ببريم . خاتمي در رابطه با انتخابات مجلس خبرگان و راي بالاي آيت الله هاشمي رفسنجاني در اين انتخابات گفت: آقاي هاشمي شخصيت بزرگي است و نقش وي در انقلاب انکار ناپذير است . درانتخابات رياست جمهوري تخريبهايي عليه ايشان انجام شد که شايسته نبود اما در انتخابات چهارمين دوره مجلس خبرگان راي بالا به آقاي هاشمي رفسنجاني و فاصله آراي وي با ديگران نشان داد که ايشان مورد توجه مردم هستند. رئيس جمهور سابق کشورمان برخي از برخوردهايي که با آقاي هاشمي دردوره هاي قبل توسط برخي از نزديکان اصلاح طلب صورت گرفت رانادرست خواند و تصريح کرد :شان و احترام بزرگان همچون اقاي هاشمي همواره بايد حفظ شود. رييس موسسه بين المللي گفت و گوي فرهنگها و تمدنها وحدتي که بين گروه هاي اصلاح طلب ايجاد شد را يك دستاورد بزرگ نه فقط براي اصلاح طلبان بلكه براي كل كشور دانست. خاتمي در ادامه يکي از محورهاي مهم اصلاحات را حاکميت مردم بر سرنوشت خود عنوان کرد وگفت :هيچ دولتي مطلوب و پايدار نيست مگر اين که به نقش مردم و مشارکت آنان در سرنوشتشان ارزش قائل شده و فضاي مناسب آن را ايجاد کند. وي درباره برخي نگراني ها در خصوص تصميمات شتاب زده در سياست خارجي تاکيد کرد : با تدبير مي توان خطرات را از کشور رفع و دفع كرد. رييس جمهور سابق كشورمان با بيان اينکه اصلاحات بايد به تدوين تئوري قدرتمند خود بپردازد، حرکت اصلاحات را در ميان دو شاخه سنت پرسي و غرب پرستي دانست و افزود: نفي سنت پا در هوايي مي آورد و به نيهيليسم مي انجامد ،چنانچه پرستش عادت هاي ذهني به عنوان سنت جمود و واپس گرايي را سبب مي شود، اصلاحات در اين ميان مظلوم واقع شده است .
روابط عمومي بنياد باران |
||
|
2
نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم آذر 1385ساعت 18:13 توسط مصطفی حقی فام
|
|
||
|
|
وداع با ماه رمضان |
|
|
|
براي مردان خدا، هيچ وداعي جانسوزتر از وداع با رمضان نيست. دعاى چهل و پنجم صحيفهي سجاديه در وداع شهر رمضان است، در اين دعا حضرت امام سجاد عليهالسلام خطاب به ماه رمضان، چندين بار وى را سلام و او را وداع مىكنند و مىفرمايند: السلام عليك يا شهر الله الاكبر و يا عيد اوليائه. السلام عليك يا اكبر مصحوب من الاوقات. ...سلام بر تو اي كريمترين همنشين از ميان زمانها و وقتها، سلام بر تو كه اوقات تو در بهترين ماه خداوند قرار گرفته است، سلام بر تو، بر تو كه وقتي ميرسي دلهامان شاد ميشود و چون ميروي غم و اندوه عالم بر دلهامان مينشيند. سلام بر تويي كه در نزد تو دلهامان نرم و خوشخو ميشود و گناهانمان اندك، سلام بر تويي كه در مبارزه با شيطان ما را ياري دادي و راههاي احسان و نيكوكاري را بر ما گشودي... ...سلام بر تو كه قبل از آمدن انتظارت را داشتيم، هماكنون نيز كه مىخواهى بروى ما را غمگين كردهاى... ...سلام بر مهمان گرانقدرى كه به بركت تو خدا بسيارى از بلاها را از ما برداشت و بسيارى از بركات را به ما عطا كرد (درحقيقت ما مهمان تو بوديم نه تو مهمان ما)... ...پروردگارا، عمر ما را تا ماه مبارك آينده طولانى بفرما و هنگامى كه ما را به سال آينده رساندى، كمك كن تا آنچه در خور و شايسته توست، عبادت كرده و آنچه سزاوار توست، طاعت كنيم... ... پروردگارا، هجران ماه مبارك را كه مصيبت ماست براى ما در روز عيد فطر با بركت جبران فرما... |
|||
|
2
نوشته شده در چهارشنبه یازدهم آبان 1384ساعت 23:39 توسط مصطفی حقی فام
|
|
|||
|
|
سخنرانی خاتمی در شب قدر |
|
|
بنام خدایی که علی را با همه ی زیباییهایش آفرید و همه ی زیباییها را در یک زمان و آنهم در علی خلاصه کرد. راستش دلم خیلی واسه آقای خاتمی تنگ شده. همونی که روزی آرزو می کردیم ، كاش به اين حرفاي قشنگش جامه ي عمل بپوشونه ولي حالا بايد آرزو كنيم كه فقط يكبار هم كه شده اون حرفا رو فقط و فقط بشنويم!!! اون شب ( شب شهادت مولاي متقيان(ع) ) رفته بودم براي مراسم شبهاي احيا تو مسجد دانشگاه تبريز كه شنيدم ، مثل اينكه اون شب قرار بود آقاي خاتمي تو حرم امام مثل هر سال صحبت كنند البته با اين تفاوت كه امسال اون رئيس جمهور نيست بلكه سيد محمد خاتميه. شايد علت در اختيار قرارگرفتن اين تريبون توسط آقاي خاتمي رو بشه در ارتباط عاطفي بيت حضرت امام (ره) با ايشان ، پيدا كرد. در هر صورت متن سخنراني ايشان كه در باب عدالت( محور شعارهاي دكتر احمدي نژاد) در حكومت امام علي(ع) هست در ذيل آوردم. اگر دوست داشتيد بخونيد تا علي را از ديد فردي ببينيد كه امروز او را به دشمني با علي متهم مي كنند. از همتون التماس دعا
مراسم احياي بيستويكم ماه مبارك رمضان همزمان با شب شهادت مولاي متقيان حضرت علي (ع) با حضور خيل كثير عزاداران و سخنراني حجتالاسلام والمسلمين سيدمحمد خاتمي در حرم مطهر حضرت امام خميني(ره) برگزار شد. ميزند پس لب او كاسهي شير مي كند چشم اشارت به اسير چه اسيري؟ كه همان قاتل اوست تو خدايي! مگر اي دشمن دوست؟ در جهاني همه شور و همه شر ها علي بشر كيف بشر |
||
|
2
نوشته شده در پنجشنبه پنجم آبان 1384ساعت 4:52 توسط مصطفی حقی فام
|
|
||
|
|
غروب عدالت |
|
|
سجاده گشته رنگين محراب کوفه امشب در موج خون نشسته يا عرش کبريا را سقف و ستون شکسته سجاده گشته رنگين از خون سرور دين يا خاتم النبيين، يا خاتم النبيين از تيغ کينه امشب فرقي دو نيم گرديد رفت آن يتيم پرور، عالم يتيم گرديد ديگر نواي تکبير از کوفه بر نيامد نان آور يتيمان ديگر ز در نيامد غمخوار دردمندان امشب شهيد گرديد امشب جهان ز فيض حق نااميد گرديد تنها نه خون به محراب از فرق مرتضي ريخت امشب شرنگ بيداد در کام مجتبي ريخت امشب به کوفه بذر کفر و ضلال کِشتند مرغان کربلا را امشب به خون کشيدند تيغ نفاق امشب بر فرق وحدت آمد امشب به نام سجاد خط اسارت آمد امشب به محو خادم، خائن دلير گرديد آري برادر امشب زينب اسير گرديد باب عدالت امشب مسدود شد بر انسان امشب بناي وحدت در کوفه گشت ويران امشب جهان ز فيض حق نااميد گرديد امشب بنام قرآن، قرآن شهيد گرديد سجاده گشته رنگين از خون سرور دين يا خاتم النبيين، يا خاتم النبيين "حميد سبزواري"
راز محبوبيت علي عليه السلام مردم دوستي علي (ع) و علي دوستي مردم، يکديگر را تصديق مي کنند و نشان مي دهند که بزرگ، کسي است که دوستدار نيکي باشد و در راه آن شهيد شود. علي (ع) همان شهيد بزرگوار است.در ميان انسانها، خوبي هاي بسيار سراغ داريم که مورد توجه و علاقه آنها هستند، هر گاه به خير و نيکي ستمي برسد، در واقع به همه انسانها ستم شده است و هر گاه خير و نيکي مورد تعظيم قرار گيرد همه انسانها مورد تعظيم قرار گرفته اند. اگر صفحات تاريخ را بررسي کنيد. اين حقيقت مسلم را مي يابيد که در ميان شخصيت هاي بزرگ، کمتر کسي را مي توان يافت که همانند علي بن ابي طالب (ع) مورد علاقه و محبت و تعظيم و تجليل و حمايت انسانها قرار گرفته باشد و حوادث و وقايع زندگي او، اين چنين مورد توجه قرار بگيرد. اين محبت در دلها موج مي زند و وجدان آدمي را از انحراف حفظ مي کند و در عرصه تابش آن باطل و تبهکاري خوار مي گردد. چنين محبتي انسان را در پناه حق قرار مي دهد و وجدان او را نگهبان و پاسداري مي کند. حتي در اين محبت آنچنان خاصيت شگفت انگيزي است که ملوان کشتي را که از بالا و پايين دچارحادثه گشته و مسافرانش غرق شده يا در آستانه غرق شدن هستند و بادهاي مخالف از هر سو او را تهديد مي کند نجات مي دهد. آري علي (ع) در گذرگاه تاريخ به عنوان امام حق و نيکي همانند کوهي استوار قرار گرفته به گونه اي که حوادث کوبنده و بادهاي سخت آن را متزلزل نمي کند. آنان که با علي بن ابي طالب(ع) دشمني مي کردند خود گمراه شدند و ديگران را هم گمراه ساختند، سرانجام سربه زير خاک فرو بردند و خاموش شدند و از آنها نام و نشاني جز لعن و نفرين انسانهاي خشمگين باقي نماند. وجدان پاک انسانها درباره آنها اين طور قضاوت کرد که از بين رفتند و ذليل شدند. اگر گناه و زشتي و تبهکاري در پيشگاه وجدان انسان ارزش داشته باشد، آنها هم ارزشي دارند. پسر ابوطالب شعله اي فروزان در دلها و حرارتي نيرو بخش در جانها و منطقي شفابخش درعقلهاست. او را سخني است حکيمانه و اخلاقي است بزرگوارانه، خداوند هرگز آسمان را زمين، و زمين را آسمان نمي کند! تاريخ گواه صحت اين مدعاست. شخصيت علي (ع) از هر جهت براي مردم شگفت انگيز است. رشته محبت او از هر طرف به قلب هاي ايشان پيوند يافته است. بسيارند کساني که درباره اين گوهر يکتا سخن گفته اند و شگفتي و محبت خود را ابراز داشته اند، همه آنها در يک نقطه تلاقي مي کنند و بر سر يک موضوع اتفاق نظر دارند که علي(ع) نمونه والاي فکر و بيان است. او شخصيتي است که به نور وجدان روشن مي شود. از همين جهت است که او سزاوار شگفتي و شايسته محبت عميق است. در ميان مردم هستند کساني که نشان پيامبري بر سينه اسرار آميز علي (ع) مي زنند. اين مساله چندان تعجب آور نيست، زيرا يکي از بارزترين صفات علي (ع) اين است که با مردان بزرگ جهان بشري در يک نقطه تلاقي مي کند. اين مردان بزرگ نسبت به انسانها سمت پدري دارند، اما نه پدر جسماني که به مساله زناشويي و توليد نسل مربوط مي شود. بلکه پدري آنها نمونه اي از پيوند انسان به انسان و زندگي آنان به يکديگر است. بنابراين، پدري آنها وسيعتر وعميقتر از پدري نسبي و معمولي است. اين پدران انسانيت برتر و والاتر از آنند که در چارچوب ويژگي هاي قومي يا ملي محصور شوند. تاريخ کوشش کرده است که اين کار را انجام دهد. اما آنها از هر قيد و شرطي آزادند و تاريخ بايد در اين مورد کنار گذاشته شود. از اين جهت است که مي بينيد علي (ع) در جهان آن روز، همچون پدري روحاني است که بسياري از مردم با همه اختلافاتي که داشتند خود را به او منسوب مي کردند. آنها پناهگاهي مي جستند که مظهر واقعي ارزشهاي انساني باشد. اين پناهگاه کسي غير از علي (ع) نبود. او پدر همه شهيدان است. فرزندان روحاني او با شهادت وي به خويشتن تسليت گفتند. علي (ع) آن بزرگمردي است که وجدان بشري در برابر تاريکي هاي خود خواهي، از او روشني مي گيرد، همان خود خواهي هايي که زمامداران عصري علي (ع) و اکثر زمامداران تاريخ در آن سقوط کرده اند. علي (ع) آن بزرگمردي است که وجدان ها و انديشه ها را آنچنان به حرکت در آورد که در جريان خود ديگر به کمکي احتياج پيدا نکرد و زمان و مکاني را در آن تاثيري نبود. حق جويان و عدالت خواهان در ميان مردم پناهگاهي جز علي (ع) نداشتند. او پدري مهربان بود که سايه بلند خود را بر سر کساني مي گسترد که احساس مي کردند بيداد گران عدالت را با ستم خود از بين مي برند وعاطفه را با سنگدلي پايمال مي کنند و نيکي را با تبهکاري نابود مي سازند و دولت و سلطنت خود را براساس گناه و ظلم بنيانگذاري کرده اند. پيروان امام که در ظلمات تاريخ با نور هدايت او گام برمي داشتند چنان دلهايشان از محبت او مالامال بود که زبان و قلم از شرح آن ناتوان است. جانبازي آنان در اين راه به گونه اي است که در تاريخ نمونه آن را نتوان يافت. "جرج جرداق" امام علي عليه السلام و نهج البلاغه در ترازوي قضاوت ديگران شخصيت با عظمت اميرالمومنين عليه السلام هميشه مورد توجه محققين، مولفين و بزرگان جهان بوده است و نظرات خود را در مورد شخصيت ايشان بيان داشته اند که در اين مطلب به برخي از آن نظرات مي پردازيم . - ... ما مفتخريم که کتاب نهج البلاغه که بعد از قرآن، بزرگ ترين دستور زندگي مادي و معنوي و بالاترين کتاب رهايي بخش بشر است و دستورات معنوي و حکومتي آن بالاترين راه نجات است؛ از امام معصوم ما است." "امام خميني"
- اگر علي اين گوينده با عظمت، امروز در کوفه بر منبر قرار مي گرفت، شما مسلمانان مي ديديد که مسجد کوفه با همه وسعتش از اجتماع مردم مغرب زمين براي بهره وري از درياي خروشان علي موج مي زد." "نرسين" - نزد حقيقت و تاريخ يکسان است او را بشناسي يا نشناسي. تاريخ و حقيقت گواهي مي دهند که او وجدان بيدار و قهار، شهيد نامي، پدر و بزرگ شهيدان، علي بن ابي طالب، صوت عدالت انساني، شخصيت جاويد شرق است! اي جهان چه مي شد اگر هر چه قدرت و قوه داري به کار مي بردي و در هر زمان عليي با آن عقلش، با آن قلبش، با آن زبانش و با آن ذوالفقارش به عالم مي بخشيدي؟!" "جرج جرداق" - اما علي، ما را نمي رسد جز آن که او را دوست بداريم و به او عشق بورزيم، چه او جوانمردي بس عاليقدر و بزرگ نفس بود، از سرچشمه وجدانش خير و نيکي مي جوشيد، از دلش شعله هاي شور و حماسه زبانه مي زد، شجاع تر از شير ژيان بود ولي شجاعتي ممزوج با لطف و رحمت و عواطف رقيق و رافت... در کوفه غافلگير و کشته شد، شدت عدلش موجب اين جنايت گرديد!... پيش از مرگش درباره قاتل خود گفت:" اگر زنده ماندم خود مي دانم و اگر درگذشتم کار به دست شماست، اگر درگذريد به تقوا نزديک تر است!..." "کارلايل"
- علي بن ابي طالب از اين دنيا چشم فرو بست، مانند آن پيامبران که به قومي مبعوث مي شدند و آن قوم شايستگي آن پيامبران را نداشتند، و در جوامعي زندگي مي کردند که جوامع آنان نبوده است..." "جبران خليل جبران" - در واقع هيچ مورخ و نويسنده اي به هر اندازه که باهوش و با شخصيت و نکته سنج و نابغه باشد، امکان ندارد که حتي در هزار صفحه بتواند تصوير کاملي از علي نشان بدهد. آنچه که اين شخصيت بزرگ، بين خود و خداي خود گفته و عمل کرده از اموري است که هرگز هيچ گوشي و هيچ چشمي مانند آن را نشنيده و نديده است، بنابراين هر تصويري که ما از او ترسيم کنيم مسلماً تصويري ناقص خواهد بود، تنها چيزي که ما به آن اميدواريم، جنبش و تکاني است که به زندگي ما مي دهد." "ميخائيل نعيمه"
- من در مطالعه نهج البلاغه، از فصلي به فصل ديگر مي رسيدم و حس مي کردم که پرده هاي سخن عوض مي شوند، آموزشگاه هاي پند و حکمت تغيير مي يابند، گاهي خودم را در جهاني مي يافتم که روح بلند معاني با زيور عبارات تابناک آن را آباد ساخته است، اين معاني بلند پيرامون روان هاي پاک و دل هاي روشن مي گردد تا بدانها الهام رستگاري بخشد و به مقصدي عالي که دارند برساند و از لغزشگاه ها دورشان کرده به شاهراه محکم فضيلت و کمال بکشاند، و گاه مي يافتم که عقل نوراني که هيچ شباهتي با اجسام ندارد، از عالم الوهيت جدا گشته و به روح يک انسان اتصال يافته و او را از لا به لاي پرده هاي طبيعت بيرون آورده و تا سراپرده ملکوت اعلي بالا برده است و تا شهودگاه فروغ فروزنده آفرينش رسانده است." "شيخ محمد عبده" |
||
|
2
نوشته شده در سه شنبه سوم آبان 1384ساعت 13:46 توسط مصطفی حقی فام
|
||
|
|
روزه ، تمرين جهاد |
|
|
روزه ، تمرين جهاد امام موسی صدر
پيام امام موسى صدر در آستانه آغاز ماه مبارك رمضان در تاریخ 21/101971 میلادی ، 18/7/1350 بسم الله الرحمن الرحيم. برادران مؤمن، بار ديگر ماه رمضان با شبهاى الهامبخش، روزهاى سراسر پند، فضاى معطّر، و خاطرات و درسهايش، در حالى كه انسان را به سوى حزم و نظم و انضباط و استوارى فرا مىخوانَد، به ما روى آورده است. بار ديگر روزه مىگيريم، شبزندهدارى مىكنيم و شعاير دينى را بزرگ مىداريم و سرانجام با شادمانى و خشنودى عيد را با هم جشن مىگيريم سپس به زندگى عادى باز مىآييم و به همين ترتيب، سالها، يكى پس از ديگرى مىآيند و يادها و خاطرات ما بيشتر و بيشتر مىگردد. بيمِ آن مىرود كه ماهِ رمضان به عادتِ بىروحى تبديل شود كه شعايرِ آن تنها عادتها و رسومى سرگرمكننده باشد و از همه معانى اصلى و روح حقيقىِ خود تهى گردد. با يك نگاهِ گذرا در مىيابيم كه اين مصيبت، يعنى مصيبتى كه روزه و رمضان به آن مبتلا شدهاند، مصيبتى است كه بر همه عبادات و مناسك دينى سايه افكنده است. اين بيمارى به عبادات و مراسم ديگر هم سرايت كرده و به اماكن مقدّس، شعايرِ دينى و همه رهنمودهاى آسمانى حملهور شده است. در لبنان درد و اندوهْ مضاعف است؛ دردِ دين و تعاليم دينى است. اين فاجعه پس از آن رخ داد كه به آموزههاى آسمانى قالبهاى زمينىِ محدود و معين داده شد، همه چيز كمّى شد و براى آن اندازهگيرى و درجهبندى وضع گرديد. ببينيد آيا كارائىِ دين و تأثيرِ تعاليمِ آن را در زندگىِ خود از دست ندادهايم؟ آيا نقش راهبردى آن در هدايتِ انسان به پايان نرسيده است و به پارهاى آئينها، يادگارها و سرگرميها تبديل نشده است؟ شايد گمان مىرود اساسا دين متعلّق به روزگارى است كه مشكلات و محنتهاى گوناگون سراسرِ زندگىِ انسان را فرا گرفته بود و آموزههاى دينى نقش تقويت روحى و روحيه دادن و تسلى بخشيدن به چنان انسانى را داشت و امروز كه بشر بر بسيارى از مشكلات چيره شده است، نقش دين و رهنمودهاى آن بايد كمرنگ شود. برادران مؤمن، پيش از آن كه اين سؤالات از سوى ديگران مطرح شود و ما را آشفته و پريشان سازد لازم است خود به طرح آنها بپردازيم. البته اين پرسش ها و پاسخ آنها مطرح شده است ولى ما غفلت ورزيده و تجاهل كردهايم. از آن سخن نگفتهايم تا با واقعيت تلخ روبهرو نشويم. درنتيجه، امروز با واقعيت صريح و برهنه آنها روبهرو شدهايم. اى دينباوران، آيا در روزه ما آثارِ روزه و در نمازمان عروج و پرواز به ملكوت آسمانها را مىتوان يافت؟ آيا در فطر و قربانْ جوهر و معانى اين اعياد را مىبينيد؟ آيا همه ما به شعايرِ دينى عمل مىكنيم و از اماكن مقدّسه تأثير مىپذيريم؟ و آيا گستره معنايى را كه در مسجد الاقصى و كليساى قيامت براى امتِ ما به وديعه نهاده شده، پيش از آن كه با اشغال اين دو فضاى مقدّس ضربه بخوريم و حسرت و خسارتِ آنها را بچشيم، درك كرده بوديم؟ اينها تجارب تلخ و دردناك ما است كه از واقعيتِ تلخ و دردناكمان حاصل شده است. بايد با نگاه واقعنگرِ فراگير و با شهامت و تفكرْ رهنمودهاى دينى را بازشناسى كنيم، باشد كه بار ديگر حركتى نو آغاز كنيم و روح حيات را در آنها بدميم. بايد با هستى و وجود خودْ دين و آموزههاى ارزشمندِ آن را در جايگاهِ رفيعِ آن بنشانيم و اجازه دهيم تا ابعاد وجود ما را مشخص كند و ما را در كثرتمان وحدت بخشد و تفرقه ما را به يكپارچگى بدل نمايد. اى خداباوران، اگر ما در همه ساحتهاى وجودى و ابعاد حيات خويش، در خانه و بازار، محل كار و عبادت و در همه عرصهها انديشه دينى و تعاليم آن را تجربه كنيم، اگر حصار زندان را ببينيم و دينمان را كه در معابد زندانى شده است آزاد كنيم و اجازه دهيم دين به همه قلمروهاى زندگى ما وارد شود و بايدها و نبايدها را تحقق بخشد و تأثير بگذارد و جهت دهد، اگر به دين فرصتِ حضور و ظهور دهيم و اگر آن را محدود و كمرنگ نگردانيم و در عزلت و انزوا زندانى نكنيم، در آن صورت آثار و بركات اين ثروت عظيم را در زندگانى و در ساختن تمدن خويش خواهيم يافت. برادران، روزه ماه رمضان و ساير عبادات و شعايرِ دين فقط فعاليتهاى جسمى نيستند، بلكه همه اينها اعمالى هستند كه از عقل و دل سرچشمه مىگيرند و در قالب حس مىريزند و با آن همراه مىشوند. از همين رو، هرگاه اين اعمالْ بدون مشاركت و حضورِ دل و عقل انجام گيرد، بىروح، بىهدف، و تقليدى مىشوند: انجام مىگيرند اما تأثيرى نمىبخشند. در تجربه جديد، در اين ماه مبارك و در فريضه روزهدارى بايد عقل و دل خويش را با بدنهايمان به كار بگيريم. بر ما است كه بينديشيم و تأمّل كنيم. بايد، محبت بورزيم و به فكر ديگران باشيم. بايد محبت و انديشه را در عبادت روزه خود وارد نماييم. آرى، «يك ساعت تفكر از يك سال عبادت برتر است» اين سخن امام صادق است. امام صادق(ع) در جاى(مستدرك الوسايل، ج 11ص )183ديگر فرمود: «آيا دين جز محبت است؟»اين روزه زنده مايه نجات از آتش است و يكى از اركان اسلام به شمار مىآيد(بحارالانوار،ج66 ص327). چنين روزهاى ضيافت خداوند است و گراميداشتِ انسان. اين است شأن انسان و قَدْرِ او. رمضانْ تنها با اين اوصافْ رمضانى است كه فضايى ايجاد مىكند تا انسانى عزّتمند و سرفراز پرورش يابد كه فاتح مكه باشد و پيروزِ جنگِ بدر و سازنده تاريخ. اين است رمضانى كه ماهِ انس است و هنگامِ احساسِ آلامِ همنوعان، موسمِ به فراموشى سپردنِ كينهها و الفتِ جامعه، توحيدِ كلمه و نزديكى قلبها و برانگيختن دوباره امت. روزه ماه مبارك، با اين اوصاف، نخستين گام است براى پايهگذارى و ساختن تاريخ. اين رمضان تمرينِ جهاد است و آمادگى براى جنگ و آغاز بازگشت به خدا، بازگشت به سرزمينِ مقدّس خدا: قدس. اين وعده حق خدا است. خدا خُلف وعده نمىكند، و اوست كه مىفرمايد: و لَيَنصُرَنَّ اللَّهُ مَن يَنصُرُهُ إنَّ اللَّهَ لقوىٌّ عزيز. الذينَ إنْ مكّنّاهُم فى الارضِ أقاموا الصلاةَ و آتَوُا الزّكاةَ و أَمَروا بالمعروفِ و نَهَوا عنِ المنكَرِ و لِلّهِ عاقبةُ الاُمورِ (41-22:40) و خدا هر كس را كه ياريش كند، يارى مىكند و خدا توانا و پيروزمند است؛ همان كسان كه اگر در زمين مكانتشان دهيم نماز مىگزارند و زكات مىدهند و امر به معروف و نهى از منكر مىكنند. و سرانجامِ همه كارها با خدا است. |
||
|
2
نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم مهر 1384ساعت 12:4 توسط مصطفی حقی فام
|
|
||
|
|
تحجر |
|
|
شب گذشته سخنگوی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی در گفتگویی پیرامون خطر ظهور تحجر به شبکه ماهواره ای هما گفت: وقتی بخشی از حاکمیت درصدد تهیه نقشه راه امام زمان است و یا می گوید امام زمان تا دوسال آینده ظهور می کند نتیجه ای جز تضعیف اعتقادات توده مردم ندارد.
درحالیکه در دوران امام خمینی سعی در اتحاد مسلمانان می شد و با هرگونه مساله ای که می توانست به اتحاد جهانی مسلمانان لطمه بزند برخورد می شد ولی در نطق آقای احمدی نژاد در سازمان ملل در فرصت نیم ساعته ایشان به اظهار عقاید شیعی آنهم به شکل غلو آمیز آن با ذکر مداوم مسائل مربوط به امام زمان می پردازند این مساله به نوعی باعث تغییر نگرش کشورهای مسلمان به ما خواهد شد. |
||
|
2
نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم مهر 1384ساعت 22:9 توسط مصطفی حقی فام
|
|
||
|
|
بدون شرح |
|
|
وزیر ارشاد از طرف کابینه احمدی نژاد ميثاق وزيران و امام زمان را به چاه جمکران انداخت چندي پيش در نشست هيأت دولت که به رياست پرويز داوودي معاون اول رييس جمهور برگزار شده بود، ميثاق نامه اي را با امام زمان تدوين و به امضاي وزيران رسيد. در آغاز نشست، داوودي به وزيران پيشنهاد داد همان گونه که ميثاق نامه اي بين آن ها و احمدي نژاد تدوين و به امضا رسيد، بايد وزرا ميثاق نامه اي نيز با امام زمان بنويسند. اين پيشنهاد با موافقت اعضای کابينه روبه رو شده و در همان نشست درباره مفاد آن مورد بحث قرار گرفت. در نهايت، ميثاق نامه اي تدوين شد و اعضاي هيأت دولت آن را امضا کردند. از آن جايي که گفته شد هر ميثاق نامه دو طرف دارد، سپس اين پرسش پيش آمد که امضاي آن حضرت [عج] چه مي شود؟ هيأت دولت در اين زمينه نيز تمهيدي انديشيد و صفار هرندي وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي مأمور بردن نامه خدمت امام زمان شد. وی شب جمعه بعد نامه امضا شده اعضای کابينه را به جمکران برد و در چاهي انداخت که زائران نامه ها و حاجاتشان را مي اندازند.اين در حالي است که به فاصله اندکي از تصميم گيري درباره اين ميثاق نامه هيأت وزيران، همزمان با نيمه شعبان [سالروز تولد امام زمان] دولت هفت ميليارد تومان براي اطعام زائران مسجد جمکران تصويب کرد. روزي که پيشنهاد اختصاص بودجه براي اطعام زائران مسجد جمکران در هيأت دولت مطرح شد، رحمتي وزير راه با ارائه گزارشي از وضعيت جاده منتهي به جمکران، آن جاده را پر خطر و خراب توصيف کرد و پيشنهاد داد از آن جا که در صندوق نذورات مسجد جمکران به اندازه کافی پول جمع آوری برای هزينه اطعام زائران جمع آوری می شود، اين بودجه به مصرف ساختن جاده منتهی به جمکران برسد. بنا به گزارش هائی که همان زمان در يکی از خبرگزاری ها منتشر شد پيشنهاد رحمتي با واکنش تند رييس جمهور روبه رو شد و به وي گفت مثل اين که رسوبات دولت هاي قبلي در ذهن شما مانده است. احمدي نژاد تأکيد کرد که ما براي جاده ساختن نيامده ايم و نبايد بودجه درباره امام زمان با واکنش هاي اين چنيني مواجه شود؛ و بعد اضافه کرد که ما هر چه داريم از امام زمان داريم . اما از همه اين ها تأمل برانگيزتر، آن است که برخي از چهره هاي افراطي نزديک به رييس جمهور که مدام از آماده شدن زمينه ظهور امام زمان سخن مي گويند، به صراحت اين زمينه سازي را به ماجراي پرونده هسته اي ايران مرتبط مي دانند. بنا بر اخبار موثق، اينان در نشست هاي خصوصي مختلف به تأکيد می گويند که مقاومت در برابر فشارهاي جهاني و اصرار بر حق برخورداري از نيروي هسته اي، يکي از راه هاي فراهم کردن زمينه ظهور آقاست . گفتمان رايج شده در دولت جديد در ارتباط با مقوله امام زمان را برخي تحليلگران به رابطه ويژه ميان رييس جمهور و مصباح يزدي و گرايش هاي مصباح و شاگردان او نسبت مي دهند. به ويژه آن که اين گروه، به گونه اي بي سابقه در هيأت دولت و تيم مشاوران و مديران نهاد رياست جمهوري قرار گرفته اند. |
||
|
2
نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم مهر 1384ساعت 22:7 توسط مصطفی حقی فام
|
|
||
|
|
نیایش |
|
|
درد ، پاداش خداست! شهید دکتر مصطفی چمران
من اعتقاد دارم كه خداي بزرگ، انسان را به اندازه درد و رنجي كه در راه خدا تحمل كرده است پاداش ميدهد، و ارزش هر انساني به اندازه درد و رنجي است كه در اين راه تحمل كرده است، و ميبينيم كه مردان خدا بيش از هركس در زندگي خود گرفتار بلا و رنج و درد شدهاند، علي بزرگ را بنگريد كه خداي درد است، كه گويي بندبند وجودش، با درد و رنج جوش خورده است، حسين را نظاره كنيد كه در دريايي از درد و شكنجه فرو رفت، كه نظير آن در عالم ديده نشده است، و زينب كبري را ببينيد، كه با درد و رنج انس گرفته است.
خدايا! تو را شكر ميكنم كه با فقر آشنايم كردي تا رنج گرسنگان را بفهمم و فشار دروني نيازمندان را درك كنم. |
||
|
2
نوشته شده در جمعه بیست و دوم مهر 1384ساعت 12:18 توسط مصطفی حقی فام
|
|
||
|
|
هراس |
|
|
هراس ارگان مصباح از حضور خاتمي در شوراي عالي مركز تحقيقات استراتژيك مجمع تشخیص مصلحت (به نقل از سایت امروز) نشريه"پرتو سخن"ارگان مصباح در شماره اخير خود نسبت به عضويت سيد محمد خاتمي رييس جمهوري سابق در شوراي عالي مركز تحقيقات استراتژيك مجمع تشخيص مصلحت نظام اعتراض كرد. |
||
|
2
نوشته شده در جمعه بیست و دوم مهر 1384ساعت 12:15 توسط مصطفی حقی فام
|
|
||